چ حالی میده
ه
اندازع مامانم دوسش دارم
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیست
.ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشائیست
مرا در اوج می خواهی تماشا کن.تماشا کن...
دروغین بودم از دیروز.مرا امروز تو حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند .تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم؟
رفیقان یک به یک رفتند .مرا با خود رها کردند.
همه خود درد من بودند.گمان کردند که همدردند...
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما.
همه از من گریزانند .تو هم بگذر از این تنها...
بهم میگن زمین گرده
فک میکنن من کسخلم نمیفهمم
زمین گرد باشه که همه چیز روش قل میخوره
و همه میرن توی بغل هم و میشن جفت
اما همه تنهان . پس زمین گرد نیست .
به بعضیام باس گفت...
ببین عزیزم!
من یدفه قید قرمه سبزی رو زدم...
دو دفعه هم قید ته دیگ ماکارونی رو زدم...
تو ک دیگه تو زندگیم ازینا بالاتر نیستی که!:)